تبليغاتX
ا لهه ی ناز

 

 ا لهه ی ناز

        مادر

 

 

 

 

مادر عزیزم فقط می تونم بگم خیلی دوست دارم

 

 

مهر بانم روزت مبارک

 

و در آخر :

 

خدا یا کمکم کن ...

 

 

 

 نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 23:35 توسط وحیده

  

        با تو...

 

 

 

عاشقانه ترین لحظات زندگیم تنها در کنار با تو بودن برایم تجلی می شود من تو را از

 

اعماق آرزوهایم یافتم و خیالت سر فصل دلتنگی هایم را به پایان می رساند .

 

تو رنگی از خدا را در دفتر زنگی ام رنگ می بندی و من خواسته ی با تو بودن

 

 را در درونم جاودان نگاه می دارم  علی عزیزم دوستت می دارم

 

نامت راز باران را در میان سکوت آسمان نمایان می کند

 

شمیم نسیم بهاری در رنگین کمان چشمانت خاطرت را تا اوج بلندی ها به یغما می برد

 

و لحظه هایم را مالامال از عطر حضورت آکنده می کند

 

نیازم سایبان چشمانت بر باران دلتنگی هایم بیش نیست...!

 

 نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 13:22 توسط وحیده

  

        باورم کن بی تو دنیا را بر من سرابی بیش نیست!

 

 

علی عزیزم خیلی دوست دارم...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هیچ نوائی در این سوتک گلویم از مهربانیت نخواهد دمید

 

 

هیچ فاصله ای حضور دستان پر مهرت را برایم تکرار نخواهد کرد

 

 

من مانده ام بی تو در کوچه پس کوچه های دلتنگیم

 

 

و تو پاورچین، پاورچین تپش عشقت را در خلوت خیالم به ارمغان می آوری

 

 

و سبد، سبد گل یاس و میخک در اغوشت مستانه مرا از تنهائی خویش

 

 

در نقش نگارین چشمانت مدهوش می کند.

 

 

باورم کن بی تو دنیا را بر من سرابی بیش نیست!

 

 نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:34 توسط وحیده

  

        قصه ه من و تو ...
 

تقديم به بهترين گل زندگيم كه هميشه و هر جا با وجودش در زندگيم

 به بهترين هايم دست خواهم يافت وجودش آرامش جانم و يادش

بي بهانه ترين احساس براي زيستنم مي باشد اولايق خوبي هاست

خداوند نگهدارت

 

 

 

 

قصه ي من و تو

 و شاپرك كوچك خيالم

كه بي  تو دمي بال نمي زند

ميان من و تو

انبوه خاطرات

لحظه هايم را به سان خوشبختي در مي نوردد

و موهبتي كه از تو برايم جاودان است

قطره اشكي است كه در فراقت

سوسويه چشمانم را جان دوباره مي دهد

نواي دلنشين نفسهايت

آهنگي از جنون عشق را برايم مي نوازد

من مي مانم و دلتنگي

و عشقي كه ميان من و تو فاصله را از ميان بر مي دارد

و هزاران لحظاتي كه در ذهنم مي گويم دوستت دارم

هجوم خيالت  بادبادكي را كه ساليان دراز با خاطرت

كنج خلوت دلم كز كرده بود

به پرواز در مي آيد

و اين دستانم رمقي مي گيرد كه بتوانم به آغوشم كشم

تن نحيف و آرامي را كه با حضورش زندگي را معنا دهم

و باز اين دلم اسير شيداي نگاهت

يك ريز بهانه ي با تو بودن را دارد

سكوتم و ساعت شمباده داري كه فاصله را برايم ديكته مي كند

و زماني را كه من بي تو چقدر تنهايم!

خالق زيباترين احساسم براي تو

آوائي است از وجودت كه مدام ذهنم را نوازش ميدهد

و اين بار من هستم

كه تو را مي خوانم  مهر بان دوستت دارم

 

 

 

 

 

 

 

 

 نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 17:15 توسط وحیده

  

        خدا نگهدار تا بعد ...
 

 

جدائی:

پر خاطره ترین صحنه زندگی انسان که برای همیشه جاوید است.

 

 

پند می دهم:

ای ناشناس ، تو را نمی شناسم و مرا نمی شناسی ، اما سعی کن

در زندگی همیشه خودت باشی

 

 

به یاد داشته باشی:

هر گاه با تند بادی های زمانه در نبردی و باسختی هایش دست به

گریبان می شوی تا می توانی ایستادگی کن .هر گاه که نه تاب رفتنت

بود و نه تاب ماندنت بنشین و صبر کن.می گذرد ولی گذراندنت مهم این

است که برای برخاستن مهیا شوی.

 

 

 

پیشروان انسان ها ئی هستند که به پا می خیزند و شرایط

مطلوب خود را می جویند و اگر نتوانستند بدان دست یابند

 به ساختن آن همت می گمارند.

THE PEOPEL , WHO GETON IN THIS WORD ARE THE PEOPEL WHO GET UP AND LOOK FOR THE CIRCUMSTANCE. THEY WANT,AND IF, THEY CANT FIND THEM ,MAKE THEM

 

 

دنیا انقدر بزرگ است که برای همه ی مخلوقات جایی است به جای

آنکه جای کسی را بگیرید سعی کنید جای واقعی خود را بیابید.

 

 

عمر رودخانه ای است که هر چه می گذرد عمیق تر می شود

 وای بر آنکس که شنا گری نیا موزد.

 

 

 

سلام

در ابتدا حلول ماه مبارک رمضان رو تبریک می گم نمازو روزه هاتون مورد قبول درگاه حق.ما رو هم در این ایام از دعا هاتون بی بهره نگذارید.من وحیده هستم نویسنده وبلاگ الهه ی ناز. وبلاگی که یکسال و اندی باهاش رفیق بودم و از طریق همین رفیق خوب با چندین دوست جدید که محبت تک تکشون برام قابل ستایشه آشنا شدم در این مدت معدودی که در این دنیا بودم خیلی دوران خوب و آموزنده ای بود با هزارن خاطره ای که مرورش همیشه برام لذت بخش خواهد بود.باید خدمت دوستان عرض کنم که به خاطر ادامه تحصیل می خوام برای مدتی از این دنیا ی وبلاگ نویسی فاصله بگیرم میام ولی دیر به دیر می تونم آپ کنم و شرمنده دوستان عزیزم میشم که نمی تونم پاسخگوی محبتا شون بشم و بهشون سر بزنم ولی در حد توان و مهلتی که زمان بهم بده در خدمت خواهم بود.

راستی تو شبای عزیزپر فضیلت احیا دعا برای ظهور مهدی موعود ، بخشش گناهانمون ، شفای بیماران و .... و در آخرما رو هم فراموش نکنید.

 

 

بدرود...!

 نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 23:25 توسط وحیده

  

       
 

 

 

 

 

 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 15:29 توسط وحیده

  

        پرنده
 

 

 

پرانتز باز می نویسم پرنده

پرانتز را نمی بندم

بگذار پرنده آزاد باشد...

 

 

 

 

 نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 18:46 توسط وحیده

  

       
 

 

 

 

 

 

 

عید مبعث رسول اکرم  (ص) بر همگان مبارک

 نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 23:16 توسط وحیده

       

 

 

 

 

کاش وقتی می دیدمت می دانستی با تو تا بی نهایت بودن خواهم زیست.

کاش وقتی می دیدمت می توانستی از پاورقی دفتردلتنگیم غصه ی بی تو بودن را می خواندی.

کاش وقتی آسمان بغضش را می شکست می توانستم زیر باران با تو بودن را

پا به پای جویبار به دریا رسید.

چه زود زود می شود!

کاش می تواست از سایه ام به اندازه ی یک گام دست تعدی پیشی بگیرم.

طوفان غم در صحرای مغزم گردبادی بوجود می آورد ، گردبادی که در یک لحظه

 خاطرات را به یادم می آورد.

همچون زورقی شکسته که در امواج سر گردان و پریشان به صخره ها بر خورد می کند

 به هر دری خود را می زنم تا شاید بتوانم خودم را راضی کنم که زیباست بی تو در انتظار با تو بودن.

لحظه ای که در قلبم جستجو می کنم بر من آشکاره می شود که بی بهانه دوستت دارم.

 شاید برق چشمان تو باشد که نور زندگی را دوباره زنده می کند.

تو، انتهای جاده ی امید من هستی.چشمانم چه ملتمسانه در جستجوی گیرائی

 لبخند زیبایت دلم را پریشان می کند.

من تو را از اعماق آرزوهایم چیدم. من مدت ها در پی وصال تو راه زندگی

 را افتان و خیزان پیمودم.

نگاره گر چه ما هرانه تندیس چهره ات را بر ذهنم قلم می زند.و تو که در

 ذهنم ریشه دواندی ، پیچک مهربانی ات بر قامت راست احساسم می پیچد و چه

 خرامان بودنت را بر تنه ی شقایق پدیدار می سازد.

 

 نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 16:38 توسط وحیده

        میلاد مو لود کعبه مبارک

 

میلاد با سعادت مولای متقیان علی علیه السلام را از جانب من به تمامی پدران خصوصا"

 پدر عزیز ، نازنین و مهر بانم و پیشگاه آقا ولی عصر (عج) تبریک و شاد باش عرض میکنم.

در همین جااز پدرم که همیشه پشتوانه گرم، تکیه گا ه استوار و سنگ صبور حرف های

 نا گفته ام در همه ی مراحل زندگی ام بوده صمیمهنه تشکر و قدردانی می نمایم.

 امیدوارم لیاقت این را داشته باشم که روزی بتوانم پاسخ گوی تمامی مهر بانی هایش باشم.

پدر عزیزم روزت مبارک. با زبانی قاصر و کودکانه می گویم :

دوستت دارم

 

 

 

با کدامین نام می توان تو را سرود / دریای مهر تو را عالم نتواند سرود

سازنده ی حکومت عدل علی تویی / آرامش جان خسته دلان بی پناه تویی

آتش عشق تو فروزان است در دل ها / ذکر زیبای نام تو زمزمه است بر لب ها

در هر دم نام علی بر زبان جاریست / از عشق نام علی جهان همچنان با قی ست

دست توسل اگر بنهی بر دامن علی / یاری دهد تو را با مهر و صفا مرتضی علی

عالم همه مبهوت و حیران از وجود او/ از عهد ویتیم نوازی و بهر سخاوت او

از غیرت علی هیچ کودکی بی مهر پدر نماند / هیچ کودک یتیمی آواره و بی سر پناه نماند

تو ای علی که ز زمینیان برتری / توعشق فاطمه بودی همان دخت نبی

صبر تو همان صبر ایوب بود / نفس تو همان نفس بی ذنوب بود

آسمان دلت بی کینه و بی ریا / حامیان رهت با وفا و با صفا

تو بودی آن مظلوم فرق شکافته / تو بودی انیس و مونس رب یاخته

مهر تو دمیده است در جان ها / عشق تو نهان گشته است بر دل ها

 

 

 نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 14:32 توسط وحیده

  

        درباره

می ترسم از نارفیقی که بره حتی ردپاشم واسه چشمام جا نذاره...

        منوي اصلي
       دوستان

انتظار سبز
کلاغستان(1)
رهگذر
photonet
کنگان عشق
م
کنجی خلوت برای حرف های دلم
چه خواهد کرد با ما عشق؟!
شعر + عشق
عبور لحظه ها
پرستو و صبا
باران
در تنهایی خودم
love is not error ( یه دختر خوب)
همدم من تنهائی
نرو تو هم مثل من نمی تونی دووم بیاری نرو
گور نبشته
اشک ققنوس
روح ......
خلوت شاعرانه
دل نوشته های انیما
به خدای آسمونا عشقت از یادم نرفته
عاشقانه ها(حرفایی از سر دلتنگی)
چرکنویس
عا شق تنها
مردی از جنس بلور
الهام
پادشاه عشق
غریب ترین بارونه ها
تو هم برو
کلاغستان(2)
constantine
من خدا را دوست دارم چون عشق را.....
مهر بیکران
و خداوند عشق را آفرید
سوغات عاشقی
جز لبخند چیزی نگفت...
تو اینجا با منی ولی نگاهم سخت نا بیناست ...
کوچولوی تنها
عشق رضا و زهرا
سفرکرده
گربه یی در قفس
نیمه گمشده من
ساجده
این یکی؟...؟
دائی شصت
جمع خودمونی ها
فریاد عشق
جزیره تنهائی
اشک غم
شعر *سرگرمی* sms عکس
لحظه زیبائی
زندگی به سبک من
شبگرد تنها
نوشته های تنهائی من
ته تغاری
:: قالب ساز ::

        آرشيو موضوعي
        نوشته هاي پيشين

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
تیر 1385

        امکانات

 RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح قالب: مينوس