تقديم به بهترين گل زندگيم كه هميشه و هر جا با وجودش در زندگيم
به بهترين هايم دست خواهم يافت وجودش آرامش جانم و يادش
بي بهانه ترين احساس براي زيستنم مي باشد اولايق خوبي هاست
خداوند نگهدارت


قصه ي من و تو
و شاپرك كوچك خيالم
كه بي تو دمي بال نمي زند
ميان من و تو
انبوه خاطرات
لحظه هايم را به سان خوشبختي در مي نوردد
و موهبتي كه از تو برايم جاودان است
قطره اشكي است كه در فراقت
سوسويه چشمانم را جان دوباره مي دهد
نواي دلنشين نفسهايت
آهنگي از جنون عشق را برايم مي نوازد
من مي مانم و دلتنگي
و عشقي كه ميان من و تو فاصله را از ميان بر مي دارد
و هزاران لحظاتي كه در ذهنم مي گويم دوستت دارم
هجوم خيالت بادبادكي را كه ساليان دراز با خاطرت
كنج خلوت دلم كز كرده بود
به پرواز در مي آيد
و اين دستانم رمقي مي گيرد كه بتوانم به آغوشم كشم
تن نحيف و آرامي را كه با حضورش زندگي را معنا دهم
و باز اين دلم اسير شيداي نگاهت
يك ريز بهانه ي با تو بودن را دارد
سكوتم و ساعت شمباده داري كه فاصله را برايم ديكته مي كند
و زماني را كه من بي تو چقدر تنهايم!
خالق زيباترين احساسم براي تو
آوائي است از وجودت كه مدام ذهنم را نوازش ميدهد
و اين بار من هستم
كه تو را مي خوانم مهر بان دوستت دارم



